شمس الدين حافظ

889

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

حسد است كه در عشق ، مطرح است . مىگويد : معبود عرفانى به علت حسد ، غيرى را به خود راه نمىدهد . كسى را در حريم خود نمىپذيرد . هر كه را كه به حريمش نزديك شود مىسوزاند ، پس من چه مىتوانم كرد . » دكتر حسينعلى هروى . شرح غزلهاى حافظ . مجلد سوم . ص 1418 ) . [ شاه تركان - ] افراسياب ، دستور داد تا « بيژن » را با بندهاى گران ببستند و نگونسار از چاه آويختند . . . [ تهمتن - رستم ] « منم رستم زابلى ، پور سام . . . رها شد سر و پاى بيژن ، ز بند . . . ( شاهنامه فردوسى ج 5 ؛ 9 - 75 ) تجلى اسطوره در ديوان شعر حافظ - دكتر محمد سرور مولائى - انتشارات توس ، 1368 ه‍ . ش . از صفحات 183 و 186 - . « . . . همچنان كه حضرت موسى به اميد آوردن « آتش » رفت ، تا « شب » تيرهء « وادى ايمن » را با آن روشن سازد ؛ . . . [ خواجه حافظ نيز ] در حقيقت ، براى بيان اين معنى ( كه : بدون توفيق و هدايت خداوند نمىتوان ، راه به جائى برد ) استفاده كرده است . . . مددى گر به چراغى نكند . . . » تجلى اسطوره در . . . ص 83 - . الف - حافظا خلد برين - : « خانهء موروث : اشاره است به قول خداى تعالى « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ » تا آنكه فرموده « أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ . - داور . » ، ديوان حافظ قدسى چاپ مطبعهء بمبئى صفحهء 293 ؛ و : « ديوان لسان الغيب . . . - تحقيق از عزيز اللّه كاسب - بر اساس نسخهء قدسى ؛ انتشارات كورش ، 1371 ه‍ . ش . ص 433 » تهران . » . . - ( . . . « نشيمن » آرامگاه و آشيانه - داور . » - همان‌جا ) . . - ب - [ در چندين نسخهء چاپى و در همين غزل ، اين بيت هم آمده است : « خون من ريختى از ناوك دل‌دوز فراق * خود بگو ، با تو ، من « اى ديدهء روشن » چه كنم ؟ . » .